ميرزا حسن حسينى فسايى

1326

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

در بزرگى و شيرينى و فراوانى مشهور است . در اوائل بهار ، تخم آن را در ريگستان و رمل كاشته ، برويد و سه چهار برگى تا اوائل سنبله بماند پس شاخه كشيده در اواخر سنبله و ميزان و عقرب ثمر دهد ، يك هندوانه آن به پنج من به وزن عباسى برسد و هزاران هزار من حمل بوشهر شود . عيسى وندى : دو فرسخ ميانه جنوب و مغرب « برازجان » است . گچى دلى : شش فرسخ مشرقى قصبه « برازجان » در « كوه كيسگان » است . ناحيه تنگستان دشتستان : ميانه جنوب و مشرق بوشهر ، درازى آن از « چغادك » تا « خورشهاب » 11 فرسخ ، پهناى آن از 2 فرسخ نگذرد . محدود است از جانب مشرق به نواحى اهرم و خورموج و از شمال به نواحى برازجان و از سمت مغرب و جنوب به درياى فارس . كشت كار آن ناحيه ، گندم و جو ديمى و نخلستان ديمى و هندوانه فراوانى از گاو چاه عمل آورند و هندوانه ديمى مانند هندوانه « سركره » برازجان نيز ، عمل بياورند و مردم اين ناحيه ، در جنگجوئى و دلاورى ضرب المثل‌اند و ضابط و كلانتر اين ناحيه پدر بر پدر سلسلهء احمد شاه خان تنگستانى است و در اين زمان حيدر خان و على خان نوادگان باقر خان تنگستانى ، به ضابطى تنگستان و اهرم بالاشتراك برقرارند . و قصبه اين ناحيه را نيز « تنگستان » گويند . نزديك به 200 درب خانه است ، 5 فرسخ از بوشهر و 43 فرسخ از شهر شيراز ، دور افتاده است و اهالى دشتستان ، مردم ناحيه تنگستان را « تنگسير » گويند و اين ناحيه مشتمل است بر 31 ده آباد « 1 » : بارگى « 2 » : نام ناحيه كوچكى است از تنگستان مشتمل بر قريه « بو الخير » و « خورشهاب » و « عامرى » و « عاموئى » و « گاوى » . باشى : چهار فرسخ جنوبى « تنگستان » است . باغچه : دو فرسخ ميانه جنوب و مشرق « تنگستان » است . باغك : دو فرسخ مشرقى « تنگستان » است . بتلى : دو فرسخ ميانه شمال و مشرق « تنگستان » است . بنه گز : فرسخى بيشتر ميانه مشرق و شمال « تنگستان » است . بو الخير : نه فرسخ جنوبى « تنگستان » است . تل سياه : دو فرسخ و نيم ميانه شمال و مشرق « تنگستان » است . تنگستان : همان قصبه تنگستان است . چارك : هشت فرسخ ميانه جنوب و مشرق « تنگستان » است . چاوشكى : هفت فرسخ ميانه جنوب و مشرق « تنگستان » است . چاه تلخ : نيم فرسخ جنوبى « تنگستان » است . چغادك : دو فرسخ شمال « تنگستان » است . جهله : هفت فرسخ كمتر ميانه جنوب و مشرق « تنگستان » است .

--> ( 1 ) . در كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 298 : 38 ده . ( 2 ) . در متن : ( باره‌گى ) .